patient

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\pa.sjɑ̃\/

اسم

  1. کسی که عمل روی او انجام می‌شود
  2. محکوم به اعدام
  3. بیمار تحت درمان
  4. کس یا چیزی که عامل کاری را بر او انجام می‌دهد؛ در جملهٔ معلوم معمولاً همان مفعولِ بی‌واسطه

صفت

  1. صبور
  2. بردبار
  3. پذیرا؛ آنکه اثرِ عاملی بیرونی را می‌پذیرد، در برابرِ فاعل
  4. کسی که سختی‌ها، بی‌حرمتی‌ها و بدرفتاری‌ها را بی‌شکوه و با خویشتنداری تحمل می‌کند

مثال‌ها