présence

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\pʁe.zɑ̃s\/

اسم

  1. حضور
  2. حضور شخص در محل سکونت
  3. اقامت معمول شخص در حوزه دادگاه تجدیدنظر
  4. احساس یا نمود حضور کسی یا چیزی
  5. حضور همه‌جایی خدا
  6. آنچه همراه ما به نظر می‌رسد
  7. وجود ماده‌ای در بدن که با آزمایش کشف می‌شود

مثال‌ها