omniprésence

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɔm.ni.pʁe.zɑ̃s\/

اسم

  1. حضور مداوم یک شخص
  2. توانایی حضور همزمان در همه‌جا، نزدیک به همه‌جایی
  3. حضور مداوم یک واقعیت یا پدیده که نمی‌توان از آن گریخت

مثال‌ها