بخشش، هدیه؛ دادنِ چیزی به کسی و واگذاشتنِ مالکیتش، یا خودِ هدیه.
چیزی که بخشیده شده
واگذاری رایگان مال به دیگری
در حقوق، هبهٔ حقِ انتفاعِ دارایی میانِ زن و شوهر تا بازمانده از آن بهره ببرد.
موهبت؛ داراییها، ویژگیهای جسمی یا روحی و برتریهایی که آدم از بدوِ تولد دارد.
استعداد، ذوق.
توانِ جادوییِ درمانِ سوختگی و بیماریهای پوستی، در باورهای عامیانه.
مثالها
Ce livre est un don de l’auteur. — این کتاب هدیهای از نویسنده است.
Don irrévocable. — هدیه غیرقابل فسخ.
Une campagne de crowdfunding a d’ailleurs été lancée. Le but est de réunir la maximum de dons pour aider les clubs de sauvetage côtier de Nouvelle-Aquitaine à acquérir du matériel et développer la formation des jeunes MNS. — کارزارِ جمعسپاریای هم به راه افتاده است. هدف گردآوریِ هرچه بیشترِ کمکها است تا باشگاههای نجاتِ ساحلیِ نوولآکیتن بتوانند تجهیزات بخرند و آموزشِ نجاتغریقهای جوان را گسترش دهند.
Ils sont bien loin de nous ces premiers jours du monde
Où, prodiguant ses dons, la nature féconde
Laissait vivre mille ans ses enfants nouveau-nés […] — آن روزهای اول جهان از ما خیلی دور است
که طبیعت بارور با بخشش هدایایش
به فرزندان تازه متولد شدهاش اجازه میداد هزار سال زندگی کنند […]
Les dons faits à une église, à un hospice, à une œuvre humanitaire, aux pauvres. — هدایا به کلیسا، آسایشگاه، کار انساندوستانه، به فقرا.
Les dons de la terre : Les productions de la terre. — هدایای زمین: تولیدات زمین.