refuser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʁə.fy.ze\/

Conjugaison du verbe refuser

فعل

  1. رد کردن؛ نپذیرفتنِ درخواست، و تن ندادن به آنچه خواسته یا دستور داده شده
  2. (دربارهٔ کسان) راه ندادن، نپذیرفتن
  3. پیشنهادی را نپذیرفتن؛ آنچه را عرضه شده رد کردن
  4. (قدیمی) دستِ کسی را رد کردن؛ خواستهٔ او را برنیاوردن
  5. راه ندادن، نپذیرفتن، مردود کردن
  6. دریغ کردن، ندادن
  7. تن ندادن به درگیری، پیش نرفتن
  8. (دربارهٔ باد) پاد شدن، به خلافِ مسیر چرخیدن

مثال‌ها