rejeter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʁə.ʒə.te\/

Conjugaison du verbe rejeter

فعل

  1. دوباره پرتاب کردن.
  2. پس راندن؛ بازگرداندن.
  3. به تعویق انداختن؛ به وقت دیگری موکول کردن.
  4. چیزی را به جایی که از آن گرفته شده بود برگرداندن.
  5. بیرون انداختن؛ از خود دور کردن.
  6. بالا آوردن، استفراغ کردن.
  7. جوانه زدن پس از بریده شدن، در مورد درخت یا بوته.
  8. چیزی را پس از برداشتن از جایش، در جای دیگری قرار دادن.
  9. (تقصیر یا بار را) به گردنِ دیگری انداختن.
  10. رد کردن؛ نپذیرفتن؛ نخواستن.
  11. کنار زدن یا محکوم کردن، در مورد اشخاص.
  12. دور کردن؛ کنار گذاشتن.
  13. عقب رفتن؛ به پشت رفتن.
  14. ناچاراً به چیز دیگری روی آوردن.

مثال‌ها