effort

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\e.fɔʁ\/

اسم

  1. عملِ کوشیدن؛ تلاش کردن
  2. به‌کارگیریِ نیرومندِ توانِ جسمی یا فکری
  3. حاصلِ آن تلاش؛ دستاورد
  4. نیرو یا فشاری که یک جسم وارد می‌کند
  5. فتق، یا گرفتگیِ دردناکِ یک عضله

مثال‌ها