effranger

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɛ.fʁɑ̃.ʒe\/

Conjugaison du verbe effranger

فعل

  1. ریش‌ریش کردن پارچه از لبه‌ها به شکل منگوله
  2. ریش‌ریش شدن بر اثر پارگی یا فرسودگی

مثال‌ها