fille

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\fij\/

اسم

  1. دختر
  2. دختر (فرزند)
  3. دختر (تبار یا کشور)
  4. دختر؛ دوشیزه
  5. دختر باکره
  6. زن مجرد
  7. ندیمهٔ (بانوی) دربار؛ ساقدوش
  8. راهبه
  9. خدمتکار
  10. روسپی (قدیمی، حذف از fille de joie)
  11. شعبه وابسته
  12. دختر جوان

مثال‌ها