filleule

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\fi.jœl\/

اسم

  1. دخترخوانده (فرزند تعمیدی).
  2. شهر یا روستای تخریب‌شده در جنگ که تحت حمایت مالی شهر دیگری (شهر مادر) است.

مثال‌ها