pauvre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · صوت · /\povʁ\/

صفت

  1. فقیر؛ بی‌چیز؛ که درآمدِ کافی ندارد
  2. که نشانِ فقر دارد؛ محرومانه
  3. کم‌مایه؛ که چیزی در آن کم است
  4. بیچاره؛ که دل‌سوزی و ترحم برمی‌انگیزد
  5. بیچاره؛ در لحنِ گلایه و افسوس
  6. حقیر؛ بی‌مایه؛ که خوارشمردنی است
  7. مرحوم؛ خدابیامرز
  8. کم‌مایه؛ بی‌تنوع؛ بی‌ظرافت

اسم

  1. فقیر؛ آدمی که در تنگ‌دستی زندگی می‌کند
  2. تنگ‌مایه؛ کسی که چیزی کم دارد
  3. کسی که به‌قدرِ شأنِ خود درآمدِ آبرومندانه ندارد

صوت

  1. (به‌ویژه در جنوبِ فرانسه) برای بیانِ شگفتی که معمولاً بارِ منفی دارد؛ معمولاً پس از صوتِ «اوه» می‌آید

مثال‌ها