marché

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\maʁ.ʃe\/

اسم

  1. بازار؛ جای همگانیِ خرید و فروشِ خواربار و کالا
  2. بازارِ ویژهٔ یک کالا
  3. شهر یا کشوری که بازرگانی در آن پررونق است
  4. بازارِ سرپوشیده؛ ساختمانی که غرفه‌ها را در خود جای می‌دهد
  5. بازار همچون جایگاهِ داد و ستدِ اجتماعی
  6. خریدِ روزانه؛ آنچه از بازار می‌خرند
  7. معامله؛ داد و ستد میانِ فروشنده و خریدار
  8. بازار؛ فضایی که این معاملات در آن انجام می‌شود
  9. نرخِ مرجعِ یک معامله
  10. بورس؛ جایی که این نرخ‌ها تعیین می‌شود
  11. روندِ بازار؛ گرایشِ صعودی یا نزولیِ نرخ
  12. پهنه‌ای که این نرخ در آن اعمال می‌شود
  13. بازار به معنای وضعِ عرضه و تقاضا
  14. قرارداد؛ توافقِ شفاهی یا کتبی بر شرایطِ فروش یا مبادله
  15. قراردادِ تنظیم‌کنندهٔ دسترسی به یک نوع فروش؛ مناقصه
  16. گردهماییِ تولیدکنندگان و بازرگانان و سفته‌بازان که نرخِ کالایی را در آن تعیین می‌کنند

مثال‌ها