صفتِ ملکیِ دومشخصِ جمع برای یک چیز؛ آنچه از آنِ شماست، چه چند دارنده باشند و چه یک تن که مؤدبانه خطابش میکنیم
از سرِ ادب و پیش از لقبهای احترامآمیزی که به بزرگانِ کشوری یا دینی میدهند
مثالها
Avez-vous pris votre agenda ? — دفترچهتان را برداشتهاید؟
– Ah non ? Et quoi d’autre ? Vous n’êtes que ce que vous semblez être. Croyez-vous qu’un seul des vôtres me considérera un jour autrement que comme un ennemi ? Un Peau-Rouge sanguinaire, tout juste bon à être abattu tel un vulgaire coyote dans un poulailler ? Et si moi, guerrier Nde, je suis votre ennemi, comment dois-je vous appeler, vous, qui avez envahi mon pays, m’avez imposé votre langue, votre religion, vos lois, volé mes terres de chasse, massacré mes enfants ? — — جدی؟ پس چه؟ شما هیچ نیستید جز همان که به نظر میرسید. گمان میکنید حتی یک تن از شما روزی مرا چیزی جز دشمن ببیند؟ یک سرخپوستِ خونریز که فقط باید مثلِ کایوتی پست در مرغدانی از پا درش آورد؟ و اگر من، جنگاورِ نْدِه، دشمنِ شمایم، پس شما را چه بنامم؟ شما که به سرزمینم تاختید، زبان و دین و قانونتان را بر من تحمیل کردید، شکارگاههایم را دزدیدید و فرزندانم را قتلِ عام کردید؟