مجموعه سرزمینهایی با ویژگیهای مشترک اقلیمی، تولیدی یا انسانی.
سرزمین اطراف.
تقسیمِ کشوری که چند دپارتمان را در بر میگیرد؛ اُستان.
بخش ساحلی زیر نظر فرمانده دریایی.
بخش معین بدن یا اندام نسبت به اجزای مجاور.
لایهای از جو.
ساحت و پهنهای که آدمی به آن اوج میگیرد؛ قلمرو.
مناطق خارج از ایل-دو-فرانس.
سرزمینهای خارج از مونترال و کبک.
مثالها
Des trois bandes ou régions qui divisaient devant nous la plaine d’Athènes, nous traversâmes les deux premières, la région inculte et la région cultivée. — از سه نوار یا منطقهای که جلوی ما دشت آتن را تقسیم میکرد، دو تای اول را پیمودیم، منطقه بکر و منطقه کشتشده.
Les Féroë se dressent dans une des régions les plus tourmentées du globe, perpétuellement balayées par des dépressions atmosphériques. — جزایر فارو در یکی از آشفتهترین مناطق جهان برمیخیزند، که پیوسته توسط افسردگیهای جوی درنوردیده میشوند.
La domination anglaise s’étend en Afrique sur de nombreuses régions. — سلطه انگلیسی در آفریقا بر مناطق متعددی گسترش یافته است.
[…] les variations de température qu’on constate en Champagne, surtout au printemps, donnent à cette région un caractère continental […] — تغییرات دمایی که در شامپاین مشاهده میشود، بهویژه در بهار، به این منطقه شخصیتی قارهای میبخشد.
La région tropicale. — منطقه گرمسیری.
Les régions tempérées, polaires. — مناطق معتدل، قطبی.