organiser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɔʁ.ga.ni.ze\/

Conjugaison du verbe organiser

فعل

  1. آرایش دادن اعضای یک بدن برای عملکردهایشان (اندام‌مند کردن).
  2. تشکیلات دادن و ساختار بخشیدن به یک مؤسسه (سازماندهی کردن).
  3. به‌گونه‌ای معین سامان دادن؛ ترتیب و برنامه دادن.

مثال‌ها