ordonner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɔʁ.dɔ.ne\/

Conjugaison du verbe ordonner

فعل

  1. مرتب کردن، سامان دادن؛ بر پایهٔ نظمی خاص چیدن.
  2. دستور دادن، فرمان دادن؛ (پزشکی) تجویز کردن.
  3. (مسیحیت) دستگذاری کردن، کشیش کردن؛ درجات کلیسایی را به طلبه‌ای اعطا کردن.
  4. (قدیمی) در اختیار داشتن، اختیار چیزی را داشتن.

مثال‌ها