ordonnancement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɔʁ.dɔ.nɑ̃s.mɑ̃\/

اسم

  1. عمل صدور دستور پرداخت
  2. آماده‌سازی و سازماندهی روشمند تولید یا فرآیند
  3. سازوکار تخصیص پردازنده به فرآیندها
  4. شیوه مرتب‌سازی اشیا
  5. چیدمان منظم و هماهنگ نماهای یک مجموعه معماری

مثال‌ها