préordonner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pʁe.ɔʁ.dɔ.ne\/

Conjugaison du verbe préordonner

فعل

  1. از پیش دستور دادن یا ترتیب دادن

مثال‌ها