incapable

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\ɛ̃.ka.pabl\/

صفت

  1. ناتوان؛ کسی که توانِ انجامِ کاری را ندارد یا در وضعی نیست که آن را انجام دهد.
  2. در وضعی که برخی کارها برایش ممکن نیست.
  3. فاقدِ توان، استعداد یا مهارتِ لازم برای کاری؛ بی‌عرضه.
  4. کسی که چنان در عادتی ریشه دوانده که نمی‌تواند خلافِ آن کاری کند.
  5. در حقوق، محجور؛ کسی که قانون او را از برخی حقوق محروم کرده یا از برخی سمت‌ها بازداشته است.
  6. فاقدِ ویژگی‌ها و شرایطِ لازم برای چیزی؛ ناشایسته.

اسم

  1. آدمِ بی‌عرضه، ناکارآمد و به‌دردنخور؛ کسی که از پسِ هیچ کاری برنمی‌آید.
  2. در حقوق، محجور؛ کسی که قانون او را از برخی حقوق محروم کرده یا از برخی سمت‌ها بازداشته است.

مثال‌ها