fonctionner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fɔ̃k.sjɔ.ne\/

Conjugaison du verbe fonctionner

فعل

  1. کار کردن؛ دربارهٔ دستگاه، اندام و مانندِ آن: وظیفهٔ خود را انجام دادن.
  2. انجام وظیفه کردن در مورد یک شخص (کار کردن / ایفای نقش کردن).

مثال‌ها