fondation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\fɔ̃.da.sjɔ̃\/

اسم

  1. عمل بنیان‌گذاری، ساخت پایه چیزی؛ آغاز چیزی ماندگار.
  2. کاری که برای گذاشتن پایه ساختمان یا سازه انجام می‌شود.
  3. پایه، اساس ساختمان.
  4. گودال، کانالی که برای قرار دادن پایه‌ها حفر می‌شود.
  5. مجموعه اموال اختصاص‌یافته برای انجام کاری عمومی غیرانتفاعی (مذهبی، خیریه، هنری و غیره).
  6. پایه، اساس، عرف سنتی، قاعده‌ای که ماندگار است.

مثال‌ها