conseiller

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\kɔ̃.sɛ.je\/

Conjugaison du verbe conseiller

فعل

  1. توصیه کردن، پیشنهاد دادن؛ (با de) به کسی گفتن چه بکند یا نکند.
  2. راهنمایی کردن، مشاوره دادن؛ کسی را دربارهٔ آنچه باید بکند آگاه کردن.
  3. (ضمیری) مشورت گرفتن از، از پند کسی پیروی کردن.

اسم

  1. ناصح، راهنما؛ کسی که به دیگری پند و نظر می‌دهد.
  2. مشاور؛ کسی که کارش راهنمایی یا یاری رساندن به دیگران در زمینه‌هایی خاص است.
  3. عضو شورا، رایزن؛ عضو شورایی رسمی (مانند عضو شورای شهر).

مثال‌ها