commun

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\kɔ.mœ̃\/

صفت

  1. عام
  2. عمومی
  3. مشترک
  4. عمومی و جمعی
  5. عمومی، معمولی و رایج میان بیشتر مردم
  6. فراوان، متداول و رایج
  7. ویژگی مشترک چند عدد یا موجودیت
  8. ویژگی مشترک دو شکل هندسی
  9. مربوط به مالکیت مشترک
  10. واژه‌های روزمره زبان در برابر اصطلاحات تخصصی
  11. زبان رایج و مشترک یک کشور یا منطقه
  12. متوسط و فاقد ارزش خاص
  13. کم‌ارزش و با کیفیت متوسط
  14. عادی و فرومایه در برابر نجیب
  15. دارای شکل یکسان برای مذکر و مؤنث
  16. جنسی که از ادغام مذکر و مؤنث پدید آمده
  17. هجای مبهم از نظر کوتاه یا بلند بودن

اسم

  1. شراکتی بین دو یا چند نفر.
  2. بیشترین تعداد، بخش اعظم (عامه / اکثریت).
  3. مردم عادی (عوام).
  4. دعای عمومی کلیسا برای مقدسین، شهدا و غیره.
  5. ساختمان‌های ضمیمه مانند آشپزخانه، گاراژ، اصطبل (بخش‌های خدماتی یک عمارت).
  6. منبع مشترکی که طبق قوانین خاصی به اشتراک گذاشته می‌شود (منابع عمومی).
  7. چراگاه‌های عمومی که اهالی یک یا چند روستا حق چَرای دام در آن دارند.
  8. پتانسیل الکتریکی (اغلب صفر) که بین چند قطعه مشترک است (سیم اتصال به زمین / نول).

مثال‌ها