communier

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\kɔ.my.nje\/

Conjugaison du verbe communier

فعل

  1. دریافت عشای ربانی
  2. دادن عشای ربانی
  3. تجربه چیزی مشترک با دیگران؛ در ارتباط روحی و همدلی بودن با چیزی یا کسی

اسم

  1. عضو یک کمون (بخش یا جامعه محلی)
  2. مالک مشترک با دیگران
  3. عضو یک گروه شبه‌نظامی محلی

مثال‌ها