communication

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kɔ.my.ni.ka.sjɔ̃\/

اسم

  1. فرآیند انتقال اطلاعات، ایده‌ها یا پیام‌ها (ارتباط).
  2. رشته دانشگاهی علوم ارتباطات.
  3. انتقال صدا، تصویر یا داده از راه دور (ارتباطات مخابراتی).
  4. ارسال رسمی یا قضایی اسناد به طرف دیگر (ابلاغیه).
  5. سند رسمی منتشر شده توسط یک نهاد برای اعلام موضع یا تصمیم (اطلاعیه / بیانیه).
  6. مجموعه تکنیک‌های انتقال پیام راهبردی برای تبلیغ محصول یا سازمان (تبلیغات / روابط عمومی).
  7. خطوط، گذرگاه‌ها یا سنگرهای ارتباطی ایمن بین دو بخش نظامی.
  8. زیرساخت فیزیکی متصل‌کننده دو مکان (راه‌های ارتباطی).
  9. مسیر طبیعی برای برقراری ارتباط بین دو فضا.
  10. انتقال وضعیت فیزیکی یا بیولوژیکی از یک بدن به بدن دیگر (سرایت).

مثال‌ها