میوههای لهشده و نپخته (→ بنگرید به compote) با قوامی غلیظ (→ بنگرید به coulis).
فقر مالی.
فقیر.
شیوهای برای آمادهکردنِ افسنطین: آمیزهٔ آب و افسنطین به اندازهٔ برابر.
صوت
صوتی که بهجای دشنامی رکیک به کار میرود؛ «ای بابا!»، «لعنتی!».
مثالها
Les pois mûrs & secs sont un des légumes qui fournissent la purée la plus délicate, & l’aliment le moins grossier. — نخودهای رسیده و خشک یکی از سبزیجاتی هستند که لطیفترین پوره را فراهم میکنند و کمدرشتترین غذا را.
Au fil des ans, la purée est devenue simplement un accompagnement. Au restaurant, surtout. Là, c’est comme si la purée de pommes de terre était proscrite, honteuse. — با گذشت سالها، پوره به سادگی به یک همراه تبدیل شده است. بهویژه در رستوران. آنجا، انگار پوره سیبزمینی ممنوع و شرمآور است.
Purée de banane. — پوره موز.
Gâteau aux carottes à la purée d’ananas. — کیک هویج با پوره آناناس.
Comme cela, faisait-il, je n’ai l’air ni trop chic ni trop purée... Il ne faut pas qu’à mon nouveau poste on me prenne pour un caporal de fantaisie, ni pour un caporal de métier. — اینطور، میگفت، نه خیلی شیک به نظر میرسم و نه خیلی پوره... نباید در پست جدیدم مرا سرباز فانتزی یا سرباز حرفهای بدانند.
Il serait bien souhaitable aussi que nous pussions disposer d’une caisse discrète, afin de soulager les infortunes, souvent terribles, des confrères tombés dans la débine, ou, si vous préférez, dans la mouise, ou, si vous préférez encore, dans la purée. — همچنین بسیار مطلوب است که بتوانیم صندوقی محرمانه داشته باشیم تا بدبختیهای اغلب وحشتناک همکاران افتاده در تنگنا، یا اگر ترجیح میدهید در فلاکت، یا اگر باز هم ترجیح میدهید در پوره را تسکین دهیم.