سوءاستفاده؛ در ترکیبهای حقوقی مانندِ خیانت در امانت، یا شکایت از تجاوزِ یک روحانی از حدودِ اختیارش
اشتباه.
مثالها
L’abus qu’il a fait de ses richesses, de ses forces, de sa santé, de son autorité. — سوء استفادهای که او از ثروتها، نیروهایش، سلامتیاش، اقتدارش کرد.
Les abbayes et les monastères, étaient à cette époque, « cavernes de voleurs, lieux de dissolution » ; les abus devenaient tellement criants, les désordres prenaient des proportions si inquiétantes, qu'à tout prix il fallait y mettre un terme; […] — صومعهها و دیرها، در آن دوران، «غارهای دزدان، مکانهای انحلال» بودند؛ سوءاستفادهها آنقدر فریاد میزدند، بینظمیها ابعادی نگرانکننده به خود میگرفتند، که به هر قیمتی باید به آن پایان داد؛ […]
À Landusec, Gilles Guilley, plombier, préside une association de défense contre les abus des prestataires de l'Internet (Adcapi). . — در لاندوسِک، ژیل گیلِی، لولهکش، ریاست انجمن دفاع در برابر سوءاستفادههای ارائهدهندگان اینترنت (Adcapi) را بر عهده دارد.
Abus manifeste. — سوءاستفاده آشکار.
Abus de confiance, Délit que l’on commet en abusant de la confiance de quelqu’un. — سوءاستفاده از اعتماد، جرمی که با سوءاستفاده از اعتماد کسی مرتکب میشویم.
Appel comme d’abus, Appel interjeté contre la sentence, l’acte ou l’écrit d’un ecclésiastique qu’on prétend avoir excédé son pouvoir ou avoir contrevenu aux lois de l’état. — تجدیدنظر به عنوان سوءاستفاده، تجدیدنظری که علیه حکم، عمل یا نوشته یک روحانی که ادعا میشود از قدرت خود فراتر رفته یا قوانین دولت را نقض کرده است، مطرح میشود.