antenne

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɑ̃.tɛn\/

اسم

  1. آنتن
  2. بخش فرعی وابسته به ساختار اصلی.
  3. ردیف بشکه‌های روی هم در انبار کشتی.
  4. شاخک حشرات برای حس لامسه.
  5. آنچه به افراد امکان درک شهودی یا فکری محیطشان را می‌دهد
  6. دستگاه فلزی منفعل برای ارسال یا دریافت امواج رادیویی
  7. شبکه رادیویی یا تلویزیونی
  8. شعبه محلی یک سازمان

مثال‌ها