croire

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\kʁwaʁ\/

Conjugaison du verbe croire

فعل

  1. راست پنداشتن، باور کردن
  2. ایمان داشتن
  3. صادق یا راستگو دانستن
  4. (croire quelqu'un) به حرف کسی اعتماد کردن
  5. محتمل یا ممکن دانستن
  6. گمان کردن، پنداشتن
  7. ساده‌لوحانه باور کردن، بیش از حد خوش‌بین بودن
  8. (croire à) باور داشتن به
  9. به کسی، استعدادها یا حرف او اعتماد داشتن
  10. (se croire) خود را … پنداشتن
  11. (عامیانه، s'y croire) خود را گرفتن، مغرور بودن

اسم

  1. باورمندی؛ گرایش فرد یا جامعه به باور امور معنوی

مثال‌ها