nager

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\na.ʒe\/

Conjugaison du verbe nager

فعل

  1. شنا کردن
  2. با شنا کردن پیمودن.
  3. شنا کردن، بلد بودن شنا (یک سبک شنا).
  4. شناور بودن.
  5. غوطه‌ور بودن؛ غرق بودن.
  6. محاط بودن در...
  7. پارو زدن؛ با پارو حرکت کردن قایق.
  8. لباس خیلی گشاد پوشیدن، لباسی خیلی بزرگ برای خود.

مثال‌ها