کسی که شنا میکند، کسی که شنا کردن میداند (شناگر)
قایقرانی که پارو میزند
صفت
که شنا میکند؛ که شنا کردن میداند
مثالها
[…] il y a le nageur intrépide qui, sourd aux appels du maître baigneur, dépasse les limites du bain surveillé, gagne la pleine mer et est emporté par une lame de fond. — […] شناگر بیباکی هست که به نداهای استاد شناگر توجهی نمیکند، از محدوده حمام تحت نظارت فراتر میرود، به دریای آزاد میرسد و توسط موج زیرین با خود برده میشود.
À Saint-Georges, un hôtel possédait une magnifique piscine, où je vis plusieurs fêtes nautiques. Il y avait de bons nageurs et nageuses et deux excellentes équipes de water-polo. — در سنژرژ هتلی استخر شنایی باشکوهی داشت که در آن چندین جشن آبی دیدم. شناگران و شناگرهای خوبی آنجا بودند و دو تیم عالی واترپلو.
Nous avions quatre nageurs sur notre canot. → voir gouvernail — ما چهار پاروزن روی قایق خود داشتیم. → بنگرید به سکان
L’époque de l’incubation est un temps de persécution pour une foule d’Oiseaux échassiers et nageurs. — دوران جوجهکشی زمانی از آزار برای انبوهی از پرندگان آبچر و شناگر است.
Les leurres se classent du haut vers le bas, plus précisément par rapport à leurs paliers d’utilisation, c’est-à-dire suivant les différentes couches d’eau (ou strates) où ils évoluent. On obtient de la sorte trois grands groupes de poissons nageurs. — طعمهها از بالا به پایین طبقهبندی میشوند، دقیقتر بر اساس سطوح استفادهشان، یعنی طبق لایههای مختلف آب (یا طبقات) که در آنها حرکت میکنند. به این ترتیب سه گروه بزرگ ماهیهای شناگر به دست میآید.