naitre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\nɛtʁ\/

Conjugaison du verbe naitre

فعل

  1. شروع به زندگی کردن
  2. به دنیا آمدن
  3. ناشی شدن، منشأ داشتن، از تبار خاصی بودن
  4. در زمان تولد در شرایط خاصی قرار گرفتن
  5. از زمین بیرون آمدن، شروع به رشد کردن، شکوفه زدن
  6. شروع شدن، آغاز به بودن
  7. با de: منشأ گرفتن از، تولید شدن توسط
  8. با à: وارد نظم فکری جدیدی شدن، شروع زندگی جدید کردن

مثال‌ها