chute

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʃyt\/

اسم

  1. افتادن، سقوط؛ فروافتادن یا جدا شدن از یک کل.
  2. بارش؛ فرو ریختنِ باران، تگرگ یا برف از آسمان.
  3. آبشار بزرگ رودخانه؛ آبشار
  4. دورریز؛ تکهٔ باقی‌مانده پس از بریدن.
  5. تکه‌فیلم‌های استفاده‌نشده.
  6. پایان، واپسین بخش؛ مثلاً «غروبِ روز» یا «افولِ یک امپراتوری».
  7. ضربهٔ پایانی؛ عبارتِ پایانیِ نمایش، شعر، هجو یا بندِ ترانه.
  8. نقطهٔ اوجِ خنده‌دارِ لطیفه یا نمایشِ کمدی.
  9. در طالع‌بینی، هبوط؛ بخشی از برج که سیاره در آن کمترین نیرو و اثر را دارد.
  10. شهاب‌سنگی که افتادنش دیده شده و اندکی پس از فرود یافته شده است، در برابرِ شهاب‌سنگی که تصادفی پیدا شده.
  11. در ساعت‌سازی، قوسی که چرخ هنگامِ جدا شدنِ یک دندانه و افتادنِ دندانهٔ بعدی می‌پیماید.
  12. کاهشِ شدید، افت؛ مثلاً «سقوطِ قیمت‌ها».
  13. هر شاخصی برای اندازه‌گیری روند
  14. در الهیات، هبوط؛ گذر از بی‌گناهی به گناه.
  15. در ورق‌بازی، شمارِ دست‌هایی که اعلام شده و گرفته نشده است.
  16. پایین‌ترین بخش؛ مثلاً «گودیِ کمر».
  17. گرفتن موقعیتی غیرعادی پایین
  18. ارتفاعِ ریزش؛ اختلافِ سطح.
  19. اختلافِ سطحِ میانِ دو بازهٔ رود یا آبراه.
  20. اتصال با پله یا چمن شیب‌دار بین دو زمین ناهم‌سطح
  21. بخشِ آزاد و آویزانِ چیزی؛ مثلاً افتادگیِ پرده.
  22. دریچهٔ ریزش؛ بخشی از دستگاه برای گرفتنِ چیزی که می‌افتد.

مثال‌ها