به همان شیوه که، به همان اندازه که؛ و از آنجا: چون، از آنجا که
قید
مانند، مثل
به اندازهٔ، همانقدر که
(تعجبی) چقدر، چه: !Comme il est changé = چقدر عوض شده!
مانندِ، از قبیلِ
انگار، گویی: comme si = انگار که
بهعنوانِ، در مقامِ
(با considérer و مانند آن) به چشمِ، بهعنوانِ
(کهن) به اندازهٔ
(کهن) چگونه
چون، از آنجا که
برخلافِ
مثالها
Elle avait ce que l'auteur du Demi-Monde a appelé la ligne, c'est-à-dire la grâce et l'harmonie du mouvement. Elle avait aussi de la race, comme disent les connaisseurs en chevaux et en femmes. — او آن چیزی را داشت که نویسندهٔ «دِمی-موند» «خط» نامیده بود، یعنی لطف و هماهنگیِ حرکت. اصالت هم داشت، به تعبیرِ آنها که اسب و زن میشناسند.
Comme j’espère. — Comme l’on dit. — Comme dit tel auteur. — Comme vous voyez. … Comme il est juste. — چنانکه امید دارم. — چنانکه میگویند. — چنانکه فلان نویسنده میگوید. — چنانکه میبینید. … چنانکه بجاست.
Comme les pluies nuisent beaucoup à la dessiccation en plein air, on vient d'inaugurer un séchoir artificiel : […]. — چون باران به خشک شدنِ محصول در هوای آزاد آسیبِ بسیار میزند، تازگی خشککنِ مصنوعی راه انداختهاند: […].
Comme il avait puni le crime, il voulut aussi récompenser la vertu. — همانطور که جرم را کیفر داده بود، خواست فضیلت را هم پاداش دهد.
Comme son devoir est de…, le nôtre est également de… — همانطور که وظیفهٔ او این است که…، وظیفهٔ ما هم همانقدر این است که…
L'autre grande place de Parthenay, […], comme tous les mercredis grouillait de paysans en blouses bleues toutes neuves rêches comme des chasubles, […]. — میدان بزرگ دیگر پارتنای، [… ]، مثل همه چهارشنبهها پر از دهقانان با پیراهنهای آبی نو و زبر مثل لباسهای مذهبی بود، […].