commensal

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\kɔ.mɑ̃.sal\/

اسم

  1. هرکس که سر یک میز غذا می‌خورد
  2. فرد غیر دانش‌آموز که در غذاخوری مدرسه غذا می‌خورد
  3. مقام دربار پادشاه که حق غذا خوردن در دربار داشت
  4. کسی که معمولاً به خانه یا مکانی وابسته است
  5. گونه‌ای که رشدش توسط گونه دیگر بدون آسیب تسهیل می‌شود
  6. میکروارگانیسم ساکن بدن بدون ایجاد بیماری

صفت

  1. میکروارگانیسم‌هایی که بدون ایجاد بیماری در بدن زندگی می‌کنند
  2. گونه جانوری که از زباله‌های گونه دیگر تغذیه می‌کند بدون آسیب رساندن

مثال‌ها