tradition

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\tʁa.di.sjɔ̃\/

اسم

  1. عملِ انتقال دادن؛ سپردن
  2. انتقال مالکیت از طریق فروش
  3. انتقال طبیعی فرهنگ بین نسل‌ها
  4. عنصر فرهنگی منتقل‌شده
  5. مجموعه‌ای از عادت‌های خاص یک گروه اجتماعی یا حرفه‌ای
  6. تفسیر متون مقدس ادیان توسط الهی‌دانان
  7. تحویل چیزی به کسی
  8. نوعی باگت تهیه‌شده به روش سنتی

مثال‌ها