te
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
ضمیر · اسم · /\tə\/
ضمیر
ضمیرِ دومشخصِ مفرد در نقشِ مفعولِ مستقیم یا غیرمستقیم، برای اشاره به کسی که با او سخن میگوییم
(خودمانی) در کاربردِ زائد، برای پررنگ کردنِ لحنِ سخن؛ همان که به آن «داتیوِ عاطفی» میگویند
اسم
بیستمین حرف الفبای سیریلیک، т
مثالها
Je te laisse, je n’ai pas le temps. / Je t'envie. (COD)
—
تنهایت میگذارم، وقت ندارم. / به تو حسودیام میشود. (مفعولِ مستقیم)
Je te donne tout ce que tu veux / Il t'en veut beaucoup. (COI)
—
هر چه بخواهی به تو میدهم / حسابی از تو دلخور است. (مفعولِ غیرمستقیم)
Il te mange un kilo de boudin en moins d’un quart d’heure !
—
طرف در کمتر از یک ربع ساعت یک کیلو سوسیسِ خونی میزند بالا!
Elle te m’a coincé les labiales Pour me dégivrer les amygdales
—
لبهایم را چنان به هم دوخت که انگار میخواست لوزههایم را آب کند
Mots liés
Te Deum
team
teaser
teaser
tebé
tebé
tébi-
tébibit
tébibits
tébioctet
tébioctets
technétium
technicien
technicien
technicien de surface
technicité
technique
technique
techniquement
techniquer
techno
techno
technocrate
technocratie
technologie
technologique
technologiquement
teck
tectibranche
tectonique
tectonique
teda
tee
teel
teenager
tégénaire
tégument
teh
teigne
teigneuse
teigneux
teigneux
teillage
teille
teiller
teilleur
teilleuse
teindre
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی