technicien
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت · /\tɛk.ni.sjɛ̃\/
اسم
شخصی که روشهای عملی یک هنر یا شغل را میداند و میتواند از آنها استفاده کند، آموزش دهد یا مطالعه کند
صفت
نشاندهنده استفاده از تکنیک یا تخصص فنی
مثالها
Dans son domaine, c’est un technicien hors pair.
—
در حوزه خود، او یک تکنسین بینظیر است.
Mots liés
BTS
technicien de surface
spécialiste
technicité
technique
technique
techniquement
techniquer
techno
techno
technocrate
technocratie
technologie
technologique
technologiquement
teck
tectibranche
tectonique
tectonique
teda
tee
teel
teenager
tégénaire
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی