affranchi

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\a.fʁɑ̃.ʃi\/

صفت

  1. معاف از مالیات و عوارض (تمبرخورده/پست‌رایگان).
  2. توصیف‌کننده پاجوش یا جوانه‌ای که از گیاه مادر جدا شده است.
  3. کسی که خود را از قید اخلاقیات رها می‌داند و در حاشیه قوانین زندگی می‌کند (آزاد/بی‌قید).

اسم

  1. برده‌ای که به او آزادی داده شده است (برده آزادشده/موالی).
  2. شخص محرم راز و مطلع از اسرار.
  3. شخصی که از قید و بند قراردادها و تعصبات رها شده است.

مثال‌ها