affréter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\a.fʁe.te\/

Conjugaison du verbe affréter

فعل

  1. اجاره کردن کامل یا جزئی کشتی، هواپیما یا کامیون

مثال‌ها