racine

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\ʁa.sin\/

اسم

  1. ریشه
  2. ریشه برخی درختان برای نجاری
  3. گیاهان ریشه‌ای خوراکی مانند هویج
  4. پایه ناخن، دندان یا مو
  5. محل اتصال عصب به مغز یا نخاع
  6. منشأ و آغاز چیزی
  7. واژه پایه و ریشه لغوی
  8. سه همخوان ریشه‌ای در زبان‌های سامی
  9. ریشه واژه
  10. مقدار صفر تابع
  11. عدد پایه توان
  12. گره پایه درخت داده‌ها
  13. پوشه ریشه سیستم فایل

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ raciner
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ raciner
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ raciner
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ raciner
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ raciner

مثال‌ها