racler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʁa.kle\/

Conjugaison du verbe racler

فعل

  1. تراشیدن، خراشیدن سطح چیزی با جسم سخت یا تیز.
  2. با تراشیدن و خراشیدن پاک کردن.
  3. ساییده شدن، با مالش برخورد کردن.
  4. (موسیقی) بد نواختن سازهای زهی (مثل ویولن)، صدای خراش درآوردن.
  5. (نجاری) صیقل دادن قطعه چوب با لیسه.
  6. در تعبیرِ se racler la gorge: به‌عمد سرفه کردن برای پاک کردنِ خلطِ پشتِ گلو؛ صاف کردنِ گلو.
  7. فضای خالی روی دیسک (رایانه) ایجاد کردن.

مثال‌ها