déracinement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\de.ʁa.sin.mɑ̃\/

اسم

  1. عمل ریشه‌کن کردن یا حالت ریشه‌کن‌شده.
  2. حالت جداافتادگی از ریشه‌های خانوادگی، فرهنگی و مانند آن.

مثال‌ها