prendre racine

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pʁɑ̃dʁ(.ə).ʁa.sin\/

فعل

  1. رشد و نمو کردن گیاه.
  2. ثابت شدن و گسترش یافتن.
  3. مدت طولانی ایستادن و بی‌حرکت ماندن.
  4. مدت طولانی نزد کسی ماندن و قصد رفتن نداشتن.

مثال‌ها