déraciner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.ʁa.si.ne\/

Conjugaison du verbe déraciner

فعل

  1. از زمین درآوردن درخت یا گیاه همراه با ریشه، ریشه‌کن کردن.
  2. از زمین درآوردن هر شیء محکم ثابت‌شده در خاک.
  3. از میان بردن چیزی که مدت‌ها محکم جا افتاده است.
  4. جدا کردن شخص یا قوم از سرزمین یا سنت‌هایش.
  5. ریشه‌کن کردن بیماری‌ها، عادت‌های بد، عقاید یا رذایل.

مثال‌ها