attendre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\a.tɑ̃dʁ\/

Conjugaison du verbe attendre

فعل

  1. منتظر ماندن، صبر کردن
  2. دست نگه داشتن تا، موکول کردن به
  3. آمادهٔ کاری بودن
  4. چشم‌به‌راهِ رویدادی بودن
  5. (دربارهٔ سرنوشت) در انتظارِ کسی بودن
  6. (کهن) شنیدن
  7. انتظار داشتن، توقع داشتن
  8. (بلژیک و مناطق، attendre sur) منتظرِ کسی بودن
  9. پیش‌بینی کردن
  10. (s'attendre à) گمان بردن، انتظار داشتن

مثال‌ها