ouvrir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\u.vʁiʁ\/

Conjugaison du verbe ouvrir

فعل

  1. باز کردن
  2. (ouvrir sur) باز شدن به، راه داشتن به
  3. (خانه و آغوش) به روی کسی گشودن
  4. گشودن، باز کردن (چیز تاشده)
  5. شکافتن، بریدن، سوراخ کردن
  6. (پنجره، راه) باز کردن، گشودن
  7. (کندن) آغاز کردن: ouvrir une mine = معدنی گشودن
  8. دسترس‌پذیر کردن، گشودن (راه، بندر)
  9. آغاز کردن، افتتاح کردن
  10. (s'ouvrir à) درد دل کردن با
  11. باز شدن
  12. راه داشتن به، باز شدن به
  13. (s'ouvrir + عضو) زخمی کردن
  14. شکفتن (گل، غنچه)
  15. (جنگل‌داری) تُنُک کردن برای نوررسانی

مثال‌ها