entrer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.tʁe\/

Conjugaison du verbe entrer

فعل

  1. وارد شدن، تو رفتن
  2. (از دهانه) رد شدن، جا رفتن
  3. فرورفتن، جا گرفتن در
  4. (اصطلاح entrer en scène) وارد میدان یا صحنه شدن
  5. شروع به انجام دادن چیزی.
  6. پذیرفته شدن در، پیوستن به
  7. (کار) استخدام شدن در
  8. (entrer en) وارد … شدن، آغاز کردن
  9. جا شدن، گنجیدن
  10. در ترکیبِ چیزی به کار رفتن
  11. دخیل بودن، نقش داشتن در
  12. وارد کردن (کالا)

مثال‌ها