entretenir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.tʁət.niʁ\/

Conjugaison du verbe entretenir

فعل

  1. نگهداری کردن؛ در وضعِ خوب نگه داشتن.
  2. چیزی یا کسی را در حالتی نگه داشتن؛ ادامه دادن، پروراندن (مثلاً دوستی، امید یا نامه‌نگاری).
  3. با فراهم کردنِ نیازهای کسی زندگی‌اش را تأمین کردن؛ خرجِ کسی را دادن.
  4. خرجِ معشوقه‌ای را دادن؛ معشوقه نگه داشتن.
  5. با کسی درباره موضوع خاصی صحبت کردن.
  6. حفظ شدن، ماندگار ماندن.
  7. تمرین کردن برای حفظ همان سطح قدرت یا دانش.
  8. صحبت کردن، بحث کردن.
  9. به هم پیوسته ماندن؛ یکدیگر را نگه داشتن.

مثال‌ها