histoire

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\is.twaʁ\/

اسم

  1. تاریخ
  2. تاریخِ یک ملت؛ سیرِ تحولِ اقوام
  3. میراث و حافظهٔ تاریخی (ردِ پای گذشته نزد یک قوم)
  4. علمِ تاریخ؛ دانشِ تاریخ
  5. روایتی از اعمال، رویدادها یا شرایطی که کم‌وبیش جالب هستند؛ داستان
  6. مطالعه زمانی یک علم یا پدیده اجتماعی خاص؛ تاریخچه
  7. توصیف چیزهای طبیعی مانند جانوران، گیاهان، مواد معدنی و غیره
  8. روایت، ماجرا، قصه
  9. ماجرای ناخوشایند؛ گرفتاری
  10. ماجرای عاشقانه
  11. دروغ، افسانه، داستان ساختگی
  12. موضوع؛ مطلب
  13. اغراق؛ گزافه‌گویی

مثال‌ها